تبليغاتX
گلهاي بهشت

سلام دوستان

 

با عرض تسلیت به مناسب اربعین حسینی و به امید اینکه از رهروان خوب امام حسین (ع) و یاران با وفایش باشیم و از این روزهای بزرگ درس بگیریم و در زندگیمون بکار بندیم و در این راه از امام زنده مان امام زمان (عج) کمک بگیریم تا در این راه ما را یاری کند انشاءا...   

 

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) قبول فرمايد.

 

 

اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات مي‌دهند و مجلس ياد بود  بر پا مي‌کنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا مي‌کنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.



 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گلبرگ در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 8 قبل از ظهر |

به طور كلى مى توان اميد و آرزو را به اميد و آرزوى كاذب و صادق تقسيم كرد. استاد مطهرى مى‌گويد:

معمولاً افرادى كه از لحاظ روح و روان، سالم و با نشاط‌اند و انحرافى پيدا نكرده اند، كمتر به تخيل و به هم بافتن آرزوهاى دور و دراز و نامعقول مى‌پردازند. هميشه عملى فكر مى‌كنند و عملى آرزو مى‌كنند; يعنى آرزوهاى آنها در جهت همان مدارى است كه در زندگى دارند، روى بال و پر خيال نمى نشينند و آرزوى امور ناشدنى را نمى كنند;

ولى افراد ضعيف كه مبتلا به بيمارى روانى هستند و نشاط عمل ندارند و در وجودشان همت و اراده اى موجود نيست، بيشتر بر مركب سريع السير خيال سوار مى شوند و با خيالات خود را سرگرم مى كنند.

پس بايد دايره اميدها و آرزوهايمان را محدود سازيم و بدانيم هرچيزى شايسته اميد داشتن نيست. بازيابى و تشخيص اميدهاى واهى و كاذب از اميدهاى واقعى و صادق، و اميدهاى پست و بى‌ارزش از اميدهاى ارزشمند و متعالى و تجديدنظر در اميدها، امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است.


آفات اميد و آرزو

اميد و آرزو آسيب ها و آفاتى دارد كه مهم ترين آن، عدم آگاهى و اطلاع از واقعيات، غفلت از وظيفه اصلى، بلندپروازى، فاصله گرفتن از مبانى دينى و عوامل اجتماعى فرهنگى حاكم بر جامعه است.


+ نوشته شده توسط گلبرگ در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |

سلام دوستان

 

در اسلام، اميد و آرزو جايگاه رفيعى دارد تا جايى كه در روايات معصومين از اميد به عنوان رحمت الهى ياد شده است. پيامبر(ص) مى فرمايد: (الأمل رحمة لأمتى ولولا الأمل مارضعت والدة ولدها ولاغرس غارس شجرها; اميد و آرزو، رحمت براى امت من است و اگر اميد و آرزو نبود، هيچ مادرى فرزندش را شير نمى داد و هيچ باغبانى نهالى نمى كاشت.)

مادر، سمبل عاطفه و مهربانى است، اما آنچه يك مادر را به مهربانى وامى دارد و باران عطوفت وى را سرازير مى‌كند، اميد است. اگر روزى اميد را از وى بگيرند حتى حاضر نخواهد شد نوزاد دلبندش را شير دهد.

در حديثى از حضرت مسيح(ع) مى خوانيم: در جايى نشسته بود و پيرمردى را مشاهده كرد كه با كمك بيل و كلنگ به شكافتن زمين مشغول است، حضرت مسيح(ع) به پيشگاه خدا عرضه داشت: خدايا! اميد و آرزو را از او بگير. ناگهان پيرمرد بيل را به كنارى انداخت و روى زمين دراز كشيد و خوابيد. كمى بعد حضرت مسيح(ع) عرضه داشت: بارالها! اميد و آرزو را به او برگردان. ناگهان مشاهده كرد پيرمرد برخاست و دوباره مشغول فعاليت و كار شد. حضرت مسيح(ع) از او سؤال كرد كه من دو حال مختلف از تو ديدم، يك بار بيل را به كنار افكندى و روى زمين خوابيدى، اما در مرحله دوم برخاستى و مشغول به كار شدى؟ پيرمرد در جواب گفت: در مرتبه اول فكر كردم پير و ناتوان شده‌ام، چرا اين همه به خود زحمت دهم و تلاش كنم؟ بيل را به كنار انداختم و بر زمين خوابيدم. ولى چيزى نگذشت كه اين فكر به خاطرم خطور كرد از كجا معلوم كه سال‌هاى زيادى زنده نمانم؟ انسان تا زنده است بايد براى خود و خانواده اش تلاش كند، از اين رو برخاستم و بيل را گرفتم و مشغول كار شدم.


مولوى مى گويد:


گر نبودى ميـل و اميـد ثمـر    

                                  كى نشاندى باغبان بيخ شجر

+ نوشته شده توسط گلبرگ در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 8 قبل از ظهر |

   سلام دوستان

ما در مطلب قبلی در رابطه با امید صحبت کردیم و در این پست نیز ادامه آن مطلب را پی می گیریم امیدوارم که همیشه امید داشته باشیم امید واقعی نه امید واهی و خیالی انشاءا... ادامه مطلب را بخونید انشاء ا... که خوشتون بیاد لطفاْ نظر یادتون نره و منتظر نظرتون هستم. فعلاْ

   انسان به اندازه‌اى مى‌تواند براى خود اميدسازى كند كه به مرز خيال پردازى نرسد. از آن جا كه جوان سرشار از انرژى است، توان رسيدن به آرمان‌ها و اهداف بلند را در خود مى‌بيند و افق بالاترى را براى خويش ترسيم مى‌كند و در انديشه فرداهاى بهتر است. براى او همواره خطر افتادن در دام اوهام وجود دارد.

 اميدسازى هميشه با در نظر گرفتن واقعيات، امكانات و توان و طاقت فردى صورت مى‌گيرد، در حالى كه خيال پردازى فاقد اين ويژگى هاست; پس بايد در اميدهايمان تجديدنظر كنيم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گلبرگ در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 8 قبل از ظهر |

 

سلام دوستان عزیز

 

مطلبی که می خونید در رابطه با نقش امید در زندگی است که ادامه مطلب را در پست بعدی می نویسم. تا پست بعدی


يكى از ساز وكارهاى حيات و زندگى، اميدوارى است. از نظر جهان بينى توحيدى، اميد تحفه الهى  است كه چرخ زندگى را به گردش وا مى‌دارد و موتور تلاش و انگيزه را پر شتاب مى‌كند. اگر روزى اميد از انسان گرفته شود، دوران خمودگى و ايستايى او فرا مى‌رسد.

اميدوار بودن، هنرى است كه بايد همگان به خصوص نسل پوياى جوان آن را فرا گيرند. از اين رو در اين شماره به بررسى حقيقت اميدوارى و راه هاى نيل به آن مى پردازيم.

 

حقيقت اميدوارى

اميدوارى، حالتى نفسانى است كه در آن، انسان به امورى كه انتظارش را دارد دل بستگى پيدا كرده است. اميد، در انتظار چيزى بودن است در حالى كه بيشتر وسايل و اسباب آن فراهم شده است. معمولاً اميد و آرزو، در فرهنگ فارسى، در كنار يكديگر به كار مى روند، اما در زبان عربى به صورت جداگانه با عنوان هاى (رجا) و (اَمَل) استعمال مى شوند. با يك تحليل مى توان گفت: در هر اميدوارى، آرزو هست، ولى هر آرزويى، اميدوارى نيست.


شايد بتوان اميد در زندگى را به سكان كشتى تشبيه كرد، همان طورى كه كشتى بدون سكان دار در درياى خروشان و پر تلاطم، سرگردان خواهد بود، انسان نااميد نيز در اين دنياى پر هياهو حيران خواهد ماند.

بعضى افراد به دليل شكست هاى گذشته، اميدشان را از دست داده اند به طورى كه زندگى منهاى اميد را قابل تحمل ندانسته و در نهايت، بدترين گزينه يعنى مرگ را مشكل گشاى خود يافته اند. آن عده هم كه زنده اند، در واقع مرده متحركى بيش نيستند.

+ نوشته شده توسط گلبرگ در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 8 قبل از ظهر |
سلام دوستان خوبم

با عرض معذرت وقفه ای چند روزه ای که در ارسال مطلبم پیش آمد باز هم در خدمتتون هستم.

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

 

شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.
روز اول محرم : مسلم ابن عقيل عليه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( وروديه )

روز سوم محرم : حضرت رقيه عليها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب عليهم السلام - طفلان زينب عليهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب  و عبدالله ابن الحسن عليهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علي اصغر عليه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علي اکبر عليه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام - حضرت زينب عليها السلام و شام غريبان

روز يازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه

+ نوشته شده توسط گلبرگ در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 12 بعد از ظهر |

 

سلام دوستان عزیزم 

         همانطور که می دونید مطلب آن قدر در مورد روز عاشورا زیاد است که هر چقدر هم بگیم باز هم مطلب تمام نمی شود انشاء ما همه بتونیم از این روز بزرگ درس بزرگی بگیریم. لطفاْ به من سر بزنید و نظر بدهید ممنون می شم اگر مرا راهنمایی کنید. فعلاْ

 

        روزها رازهايي در سينه دارند كه تقديم روشن بينان مي شود . آنهايي كه چشم هاي خود را به روشنايي مي بندند توانايي نگريستن به خورشيد بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها  از حادثه ها عبرت مي آموزند و بر واقعه ها با ديده تعبير مي نگرند، آيات نيك را شاكرند و بر نشانه هاي هيبت و عسرت صابر. زيرا شكر به فراخي و صبر به تنگي نشان خردمندي است.

       عاشورا ، دهم ماه محرم ، روز پيروزي خون برشمشير است. غلبه فرياد مظلوم بر عربده كشي ظالم تا بن دندان مسلح پيروزي و نصرتي كه هلهله كنان كوفي و شامي آن را با چشمان بسته به آفتاب خود نديدند و از بالاي نيزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، درحالي كه نمي دانستند با خود رايت پيروزي حسين شهيد (ع) را به دوش مي كشند و با هلهله خويش كوس رسوايي خود رابر كوي و برزن مي زنند.

 

       


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط گلبرگ در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 8 قبل از ظهر |

محرم نامه  مداحي مرثيه  كليپ ويژه محرم

 

 

        اي ماه خون، بار ديگر از راه ميرسي و با نسيم گرم كربلايي، قصه آلاله هاي سرخ را به گوش جان مي رساني. دوباره سكوت تاريخ را در هم مي شكني و بغض ناله را از تنگناي حنجره ها آزاد مي كني. بار ديگر از راه ميرسي و برف سكوت را با آفتاب عشقي كه بر آسمان سينه داري، آب مي نمايي و آن را به اقيانوس خروشان فرياد مي رساني! اي ماه خدا! قدومت گرامي.

+ نوشته شده توسط گلبرگ در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 2 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM